جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۷

از حمله دشمن آمریکایی و صهیونیستی به نارنجستان تا پرواز سیمرغ

روایت شبی که انفجار، بخشی از یک دسترنج دانشجویی را گرفت؛ اما انگیزه برای دوباره ساختن و خلق کردن را نه.

مصاحبه

در آخرین روز ثبت‌نام جشنواره سیمرغ، می‌خواهم روایتی را از پشت یکی از آثار این جشنواره بازگو کنم؛ روایتی از یک شب تلخ در اراک، از خانه‌ای که در حمله به مجتمع مسکونی نارنجستان آسیب دید و از دانشجویی که بخشی از دسترنج هنری‌اش را از دست داد، اما انگیزه‌اش برای خلق دوباره را نه. شاید سیمرغ برای همین لحظه‌هاست؛ برای روایت انسان‌هایی که حتی پس از یک اتفاق سخت، دوباره می‌ایستند، می‌سازند و پرواز می‌کنند.

ساعت حدود ۲ بامداد جمعه ۲۲ اسفند بود.

اراک در شب قدر حال و هوای دیگری داشت. مردم در مساجد، میدان‌ها و نقاط مختلف شهر گرد هم آمده بودند؛ دعا می‌کردند، عزاداری می‌کردند و برای ایران عزیزمان آرزوی آرامش و سربلندی داشتند.

در همان ساعات، صدای هواپیماهای دشمن آمریکایی و صهیونیستی در آسمان شهر شنیده می‌شد؛ اما مردم در میدان بودند. ترس، آنها را از ایستادن و دعا کردن بازنداشته بود.

ناگهان صدای انفجاری مهیب، در سراسر شهر پیچید.

صدایی که از مجتمع مسکونی نارنجستان در منطقه الهیه اراک به گوش رسید؛ صدایی که برای بسیاری از مردم، آغاز شبی متفاوت و تلخ بود.

حمله به یک مجتمع مسکونی، یعنی جایی که باید امن‌ترین نقطه برای یک خانواده باشد. نتیجه این حمله، شهادت یک بانوی هم‌وطن و یک پسر ۱۲ ساله و مجروحیت ۳۵ نفر از هم‌وطنانمان بود؛ حادثه‌ای تلخ که بار دیگر چهره بی‌رحم جنگ را به خانه‌های مردم آورد.

در میان خانه‌های آسیب‌دیده، منزل یکی از دانشجویان دانشگاه علوم‌پزشکی اراک نیز قرار داشت.

از حمله دشمن آمریکایی و صهیونیستی به نارنجستان تا پرواز سیمرغ

خوشبختانه او و خانواده‌اش سالم ماندند؛ اما بخشی از وسایل و دسترنجی که برای تولید آثار فرهنگی و هنری آماده کرده بود، در این حادثه آسیب دید.

آثاری که برای جشنواره سیمرغ آماده شده بودند.

آثاری که پشت هر کدامشان ساعت‌ها فکر، تلاش، ذوق و انرژی یک دانشجو قرار داشت.

شاید از بیرون، از دست رفتن یک اثر تنها از بین رفتن یک فایل، یک تصویر، یک نوشته یا یک محصول هنری به نظر برسد؛ اما برای کسی که آن را خلق کرده، هر اثر بخشی از یک مسیر است؛ بخشی از زمان، انگیزه و رؤیایی که برای دیده‌شدن ساخته شده است.

از حمله دشمن آمریکایی و صهیونیستی به نارنجستان تا پرواز سیمرغ

و اینجا بود که برای من، ماجرای سیمرغ معنای دیگری پیدا کرد.

سیمرغ فقط یک جشنواره نیست.

گاهی پشت یک اثر، داستانی ایستاده که مخاطب از آن بی‌خبر است؛ داستان تلاش دانشجویی که شاید ساعت‌ها برای خلق آن اثر وقت گذاشته، شاید بارها آن را اصلاح کرده و شاید برای رسیدن به نتیجه، از خیلی چیزها گذشته است.

اما این دانشجو، پس از آن اتفاق تلخ، تصمیم گرفت دوباره شروع کند.

آثارش آسیب دیده بود، اما انگیزه‌اش نه.

دوباره دست به کار شد؛ دوباره ساخت و تلاش کرد تا آنچه را از دست داده بود، با خلاقیت و پشتکار جبران کند.

از حمله دشمن آمریکایی و صهیونیستی به نارنجستان تا پرواز سیمرغ

برای من، این اتفاق تنها یک روایت شخصی نیست؛ تصویری از روحیه بسیاری از دانشجویان است؛ نسلی که ممکن است با اتفاقات سخت روبه‌رو شود، اما همچنان برای ساختن، آموختن، تجربه کردن و خلق کردن تلاش می‌کند.

امروز، در آخرین روز ثبت‌نام جشنواره سیمرغ، شاید بد نباشد کمی متفاوت به این جشنواره نگاه کنیم.

پشت هر اثر، یک دانشجو ایستاده است.

پشت هر فیلم، عکس، متن، اثر هنری یا ایده، ساعت‌ها تلاش وجود دارد.

و گاهی پشت یک اثر، حتی داستان دوباره برخاستن از دل یک حادثه تلخ پنهان شده است.

سیمرغ یعنی همین؛

یعنی اگر چیزی از دست رفت، دوباره بسازیم.

اگر راه سخت شد، ادامه بدهیم.

اگر بال‌ها خسته شدند، باز هم به پرواز فکر کنیم.

و شاید زیباترین معنای سیمرغ همین باشد؛

پرواز، همیشه از آسمان صاف آغاز نمی‌شود.

گاهی از دل یک شب سخت شروع می‌شود.

امروز آخرین فرصت ثبت‌نام جشنواره سیمرغ است.

اگر اثری ساخته‌ای، اگر حرفی برای گفتن داری، اگر تصویری برای روایت کردن، صدایی برای شنیده شدن یا ایده‌ای برای دیده شدن داری، فرصت را از دست نده.

شاید اثر تو فقط یک اثر نباشد؛

شاید روایت یک پرواز باشد.

سردبیر پایگاه خبری مفدا اراک

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.